مرتبه
نوشته شده توسط مسافر: علی کاظمی
در تاریخ : شنبه 21 اسفند 1395 | تعداد نظرات()
خلاصه عملکرد سه شنبه 10 اسفند ماه 1395
جهانبینی  - افکار و تفکر
نتیجه تصویری برای افکار و تفکر

تمامی افکار ما که همان تمامی خواسته های معقول و نامعقول که تصاویر انرا در ذهن  رویت میکنیم کاملا غیر ارادی هستند  که بسته به وضعیت روحی و روانی و جسمی و نیاز فرد دارد اما تفکر یک حرکت کاملا ارادی است و انسان میتواند درون این خواسته ها بگردد و خواسته ای که صلاحش در ان است و در اولویت است را به درستی انتخاب کند و به آن بپردازد .

سخنان استاد : 

مصرف کننده مواد مخدر هیچ گونه اختیاری از خودش ندارد .

تعریف اختیار: ریشه ی کلمه اختیار از* خَیَرَ* میاید یعنی کاری که به سمت خیر ختم شود و حق انتخابی که به خیر ختم شود میشود اختیار،اما جایی که انسان وارد ضد ارزش میشود آنجا جبر است ، جبر نیروی شیطانی ،نیروی منفی ،که اختیار خیر را از شما میگیرد وشما را وادار و جبر به ضد ارزش میکند و کشش آن در ناخالصی های درون هر انسانی است  .

چرخه هستی در چرخش است و هر انسانی باید برای خودش از الگو برداری از هستی چرخه زندگی خاص خودش را راه اندازی کند و هر کسی باید تفکر کند و همچنین تفاوت تفکر با افکار را بداند و تشخیص دهد.

سپس موضوع تفاوت تفکر و افکار به مشارکت گذاشته شد:

استاد :

زمانی که میخواهند از چسب استفاده کنند و دوشیئ را به هم بچسبانند ابتدا انها را تمیز میکنند . در انسان نظم و انضباط این کار را انجام میدهد

، سپس هر دو جسم را آغشته به چسب میکنند ، ما در کنگره وقتی آغشته به علوم کنگره می شویم  و حرف یکدیگر را میفهمیم که که شما هم در خانه مطالعه کنید و بنویسید و به این شکل راهنما و رهجو به هم متصل میشوند .

صحیح بودن هر چیز آن چیزی است که با آرامش و آسایش و سریعتر ما را به مقصد برساند

تعریف افکار: مجموعه ی خوسته های درونی و بیرونی هر انسان(چه معقول و  چه نا معقول ) که در جهان ذهن تصویر ان برای هر انسانی روئیت میشود مساوی است با افکار. پس افکار ریشه در خواسته های انسان دارد.

تعریف تفکر : حرکتی است از یک مجهول به یک معلوم

 تمامی افکار ما که همان تمامی خواسته های معقول و نامعقول که تصاویر انرا در ذهن  رویت میکنیم کاملا غیر ارادی هستند  که بسته به وضعیت روحی و روانی و جسمی و نیاز فرد دارد ، مثلا کسی که تشنه است تصویر آب میبیند . اما در دل این تفکرات و خواسته ها اگر شخصی به آگاهی نزدیک شود و در مسیر هدایت خداوند با خواسته و ایمان قرار بگیرد و توسط استاد ومربی آرام آرام هدایت شود میتواند از دل این خواسته ها ببیند کدام در اولویت در سراط مستقیم است و به آن بپردازد.

به عنوان مثال ما موقعی همه افراد یک گروه را میبینیم (افکار) ولی زمانی فقط روی یک نفر(تفکر) تمرکز میکنیم و مثلا از او عکس میگیرم.وتفکر یک حرکت کاملا ارادی است و انسان میتواند درون این خواسته ها بگردد و توسط القا و الهام از هستی که بزرگترین معلم انسان است یا القا و اموزش از استاد ، از میان همه ی خواسته ها ی درون افکارش خواسته ای که صلاحش در ان است و در اولویت است را به درستی انتخاب کند و به آن بپردازد .

مصرف کننده ای که وارد کنگره میشود اولویت اول ان باید درمان باشد وقتی این خواسته را از دل تمامی خواسته هایش که البته شامل مسافرت و مصرف مواد و صدکار دیگر است نیز میباشد بیرون بکشد وبا اراده وبا تمام غایتش  به تفکر درمان بپردازد ،نتیجه اش میشود رهایی و به رهایی میرسد .

چیزی که در تفکر بسیار مهم است و شکاف بین تفکر و افکار است سه نیروی القا ، احیا و تحرک میباشد . وقتی شما در افکارتان موج میزنید،حتی افکار معقول، هیچ نیروی القا ، احیا وتحرکی که درهستی وجود دارد به کمک شما نمی آید اما وقتی تفکر کنید،سوغات تفکر برای شما سه نیروی رایگان  القا،احیا وتحرک میباشد واین مسئله دو جهت دارد ، حتی اگر شما در جهت افکار منفی هم حرکت کنید چون از دل این افکار یکی را انتخاب کنید (مثلا مصرف هروئین)چون این فکر را انتخاب کرده اید و به ان میپردازید سه نیروی نام برده در این جهت نیز به شما کمک میکنند .پس بطور کلی سوغات وهدیه تفکر سه نیروی نام برده میباشد.

ما باید یاد بگیریم که چگونه در چرخه زندگیمان تفکر کنیم  مثلا ببینیم اولویت اکنون زندگی من مسافرت شمال است یا پس انداز کردن ؟ درآخر سال به تفریح و گردش بروم یا خانه تکانی کنم و....

در تفکر،وقتی از میان افکار بتوانیم اهمیت و اولویت یک فکر را تشخیص بدهیم وآن را درست  انتخاب کنیم ،هر چه بیشتر در تفکرمان پیش برویم و انرا توسعه و پیش ببریم اثر سه نیروی القا احیا وتحرک هم بیشتر میشوند وچطر حمایت این نیروها از ما نیز گسترده تر میشود

ترس :

 ترس حسی است ناشی از در آستانه سقوط قرار گرفتن یا از دست دادن چیزی.

معمولا اولین کار و عکس العمل و رفلکسی که فرد در مقابل از دست دادن از خود نشان میدهد  دروغ گفتن است . اول دروغ میگوید .چرا؟ چون ترس تفکر او را میخورد و اورا در افکار میبرد و دیگر اجازه تفکر کردن به او نمیدهد و ریشه دروغ گفتن در ضلع ترس میباشد.

 هرچیزی که برای انسان ارزشمند و مهم ویا حیاتی باشد ، عدم آن چیز درانسان ایجاد ترس میکند چه در مادیات و چه در معنویات.حال

 چگونه میتوان ترس را از بین برد یا بقولی ترس محو میشود ؟

انسان باید به سه نکته مهم و اساسی برسد تا بتواند بر ترس غلبه کند

1- آگاهی و شناخت

2- ایمان به خدا

3- عدم مالکیت

 

منبع : لژیون کمک راهنما آقای علی کاظمی (کارن)

نگارش:مسافر میثم

ویرایش: مسافر رهام




طبقه بندی: خلاصه عملکرد جلسات لژیون،  جهانبینی، 
ارسال توسط علی کاظمی
شنبه 21 اسفند 1395 10:05 ب.ظ
تشکر وخدا قوت به استاد کاظمی

تشکر از نگارنده محترم
شنبه 21 اسفند 1395 10:03 ب.ظ
تشکر وخدا قوت به استاد کاظمی

تشکر از نگارنده محترم
شنبه 21 اسفند 1395 10:02 ب.ظ
تشکر وخدا قوت به استاد کاظمی

تشکر از نگارنده محترم
شنبه 21 اسفند 1395 10:02 ب.ظ
تشکر وخدا قوت به استاد کاظمی

تشکر از نگارنده محترم
شنبه 21 اسفند 1395 10:00 ب.ظ
مثل همیشه سخنان کمک راهنمای عزیز آقای کاظمی بسیار عالی و موشکافانه بود .
تشکر از اقای کاظمی عزیز
خداقوت به نویسنده
شنبه 21 اسفند 1395 10:00 ب.ظ
مثل همیشه سخنان کمک راهنمای عزیز آقای کاظمی بسیار عالی و موشکافانه بود .
تشکر از اقای کاظمی عزیز
خداقوت به نویسنده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
آرشیو مطالب
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ