تبلیغات
وبلاگ مسافر علی کاظمی - کارن - تولد هفتمین سال رهایی و آزادی کمک راهنمای لژیون سوم آقای علی کاظمی

مرتبه
نوشته شده توسط مسافر: مــیــــثــــــم
در تاریخ : سه شنبه 25 اردیبهشت 1397 | تعداد نظرات()
به نام نامی عشق 

 روز پنج‌شنبه 97/02/20 جلسه پنجم از دور شانزدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی با نگهبانی  مسافر حسین ، استادی مسافرابراهیم و دبیری موقت مسافر اکبر  با دستور جلسه اول: الهام از رمضان و دستور جلسه دوم هفتمین سال رهایی کمک راهنما مسافر علی   رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.


در کنگره با انجام برنامه افطاری  یک صمیمیت خاصی در کنگره ایجاد می شود که کمک راهنمایان و پیش کسوتان با تهیه و توزیع افطاری در کنگره باعث می شوند  افکار منفی از مسافران و همسفران دور گردد .





خلاصه سخنان استاد:
بسیار خوشحالم که  توانستم بعد از سال ها در خدمت شما باشم و از همه شما در هر جایگاهی هستید تشکر می کنم که امروز شرایط را فراهم کردید در خدمت شما باشم.
 اما دستور جلسه اول: الهام از رمضان 
 این دستور جلسه مرا یاد گذشته می اندازد، ماه رمضان بود که کنگره را پیدا کردم ، در ماه رمضان به رهایی رسیدم و یکی از تولد هایم در ماه رمضان بود.


 کلمه الهام به معنی قرار گرفتن امری از طرف خداوند در دل انسان و رمضان یعنی از بین بردن تاریکی و ضد ارزشها. رمضان ماه مبارکی است که برما فرصت داده شده تزکیه و پالایش انجام دهیم و با تزکیه وپالایش بتوانیم یک سفر خوبی داشته باشیم. اما رابطه دستور جلسه با کنگره 60 به این عنوان است که بنیان کنگره 60 در ماه رمضان اتفاق افتاد. اقای مهندس چندین بار ترک های ناموفق انجام دادند و در ماه رمضان مقدار مصرف و زمان مصرفشان تنظیم می شود،  لذا اقای مهندس با تنظیم وعده هایشان یک تفکری در ایشان اتفاق می افتد و درمان اعتیاد را شروع می کنند. در کنگره با انجام برنامه افطاری  یک صمیمیت خاصی در کنگره ایجاد می شود که کمک راهنمایان و پیش کسوتان با تهیه و توزیع افطاری در کنگره باعث می شوند  افکار منفی از مسافران و همسفران دور گردد .


و اما دستو جلسه دوم:
 علی عزیز با تخریب انواع واقسام مواد مخدر وارد کنگره شدند. ایشان در ابتدا نمی توانستند به کنگره بیایند و برادرشان ایشان را به کنگره می اوردند و می بردند. وقتی وارد کنگره شدند و  باهم صحبت کردیم از ایشان خواستم که صادقانه بگویند چه موادی مصرف می کنند . اما ایشان یک شرط برای من گذاشتند که اگر می خواهید صادقانه بگویم نباید برادرم  متوجه شوند که من شیشه هم مصرف می کنم چون  ایشان از ابتدا یک حجب و حیاء خاصی داشت و نمی خواست برادرش متوجه مصرف مواد صنعتی ایشان بشود.


 از ابتدای سفر دارای نظم و ادب بسیاری بود و تفکر بسیار مثبتی داشت. همیشه دوست داشت به بچه های لژیون  خدمت کند،  به همین خاطر بچه های لژیون مجذوب ایشان شدند. همیشه دوست داشت خدمت کند وخدمت های ایشان باعث شده بود که راهنمایان مرزبان و ایجنت ان زمان حس خوبی نسبت به ایشان داشته باشند. از ابتدای سفر برای خودش تصویر سازی می کرد که ضمن دریافت گل رهایی به درجه کمک راهنایی برسد. در اواخر به خاطر اصرار برای به پایان رساندن سفرش یک مشکل برایش  به وجود امده بود که از من مخفی کرد،  اما برادرش این مشکل را عنوان کرد و با بالا بردن چند پله ان مشکل هم حل شد و به درمان قطعی رسید. من این روز زیبا را خدمت اقای مهندس دژاکام ، سرکار خانم انی ، خدمت علی عزیز و اعضای لژیونش و خانواده کنگره 60 تبریک عرض می کنم . امیدوارم در ادمه همچنان موفق و سربلند باشد.





 پس از سخنان استاد٬ مشارکت مسافران و هم‌سفران و قرائت آوای کنگره هفتمین سالروز رهایی مسافر علی را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم:


اعلام سفر مسافر علی:

سلام دوستان علی هستم مسافر.
آنتی ایکس مصرفی : الکل تریاک حشیش شیره شیشه هروئین کراک متادون و قرص آلپرولزام
چهارده ماه سفر کردم به راهنمایی استاد عزیزم آقا ابراهیم به روش دی اس تی همراه با داروی اپیوم.
رشته ورزشی در کنگره شنا و فوتبال.
مدت رهایی هفت سال و یکماه و بیست و شش روز.
و در ادامه سفر نیکوتین داشتم به راهنمایی استاد عزیزم آقای محمد حسین  که دوازده ماه سفر نیکوتین داشتم و رهایی ام پنج ماه.



ارزوی مسافر علی :
آرزو می کنم هیچ موقع از بودن در کنگره و نداشتن سایه سر و بزرگتری مثل مهندس دژاکام محروم نشوم و لطف خداوند همیشه شامل حالم بشود که بتوانم در هرجایگاهی که مناسبم هست خدمت کنم.


سخنان مسافر علی:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَۆُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ.

لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.

اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ.

عرض ادب و احترام دارم خدمت تک تک شما عزیزان و عرض ادب و احترام به پیشگاه حق تعالی که به من اجازه داد که در خدمت شما عزیزانم باشم ،در کنار پیشکسوتان و گروه خانواده.
بودن در کنار استاد عزیزم جناب خلیل زاده برایم افتخاری است که امروز نصیبم شده است و به خودم می بالم که خداوند فرصت این را به من داد که در این جایگاه باشم و برای تک تک شما عزیزان آرزوی سلامتی می کنم.
امروز بسیار مسرور و خوشحالم که در این جایگاه قرار گرفتم و اینکه تولد هفتمین سال رهایی من امروز با دستان و حس قشنگ شما شکل گرفت برایم ارزش بالایی دارد.
این تولد هایی که پنجشنبه ها برگزار می شود به این علت است که همگی افراد اعم از دوستان تازه وارد و عزیزان در سفر اول نگاه و براندازی به درونشان داشته باشند که برای بودنشان در هستی چه گام هایی را باید بردارند.
برای رسیدن به هفت سال رهایی تلاش و سعی بسیار باید کرد و انواع مشکلات بر سر انسان قرار می گیرد و انسان در هر لحظه باید با مشکلات دست و پنجه نرم کند.

این عدم خود چه مبارک جاییست

که مددهای وجود از عدم است

همه دل‌ها نگران سوی عدم

این عدم نیست که باغ ارم است

هفت سال قرار گرفتن در مسیر فرمان باری تعالی و عقل ، مشکلات فراوانی از جمله حمله های اهریمن هم دارد که هنوز جای زخم و ضربات قبلی اش بهبود نیافته باز هم به انسان یورش می برد تا او را از مسیر منحرف نماید. چون اهریمن به عزت و جلال خداوند قسم خورده که به هر نحوی که هست انسان را از مسیر مستقیم خارج کند.


در سالهای گذشته ، تولد یکی از دوستان در شعبه سلمان فارسی برگزار شده بود که از او خواستم در موقع دعا کردنش به یاد من هم باشد و برای من هم دعا کند که ایشان به من گفت که علی سخت است ، مثل کندن دندان می ماند باعث زخم می شود ولی موقع خوب شدن ، درد لذت بخشی دارد. آیا مرد عمل هستی که تلاش کنی و رها شوی ؟؟؟ که من قبول کردم و بعد از آن در مسیرم قدم برداشتم و جناب ابراهیم عزیز استاد خوبم که در روز اول ورود من به کنگره ایشان مرا بغل کرد و آبی بود بر آتش درونم ، آبی بود بر گداخته های اندیشه ام و مرحمی بود برای درد هایم.
بدون رو دربایستی بگویم که خدا را در وجود راهنمایم می دیدم و همیشه دوست داشتم برای ایشان کاری کنم و کمکشان کنم
و گمشده هایی که در زندگیم داشتم در کلام و رفتار ایشان پیدا کردم و در کنگره در موقع مشکلاتم همیشه به من پیام صبر می دادند
و به طور عالی مرا پرورش دادند و بدون هیچ ملاحضه ای با من رفتار می کردند و باعث شدند که به نحو احسن درمان شوم.

یادم است که در سفر اولم اتفاق افتاد که مرزبان چهار بار جای لژیون مارا عوض کرد و دفعه آخر من خواستم اعتراض کنم ، همین که بلند شدم راهنمای عزیزم فرمودند بنشین به تو مربوط نیست ، تو اگر می خواهی درمان شوی نباید هیچ چیزی بگویی.
به من گفتند که اینجا مسائلی هست که تو نمی دانی و کار های خدا بود که بعد از آن خودم در همان شعبه مرزبان شدم و معنای درسی که آن روز راهنمایم به من دادند را فهمیدم.
مرزبان که شدم یکبار هم نشد که آقا ابراهیم به من بگویند که علی در مرزبانی چه خبر است ؟
یا حتی در قرعه کشی جای لژیون ها ، لژیون خودمان نزدیک درب ورودی افتاد و ایشان هیچ اعتراضی به ما نداشتند.
با گرفتن این درس یکبار هم نشد که در مواقع راهنما بودنم به هیچ حوزه ای که به من مربوط نیست وارد شوم.
من امروز پیامی دارم برای کسانی که در ابتدای راه هستند که آنها رها و آزاد خواهند شد مشروط بر اینکه به حرف بزرگترانشان عمل کنند و از قوانین کنگره پیروی کنند و همه نکات مهم در سفر را رعایت کنند و سی دی تزکیه در صور پنهان را گوش دهند و به آن عمل کنند تا درون و بیرونشان یکی شود و همیشه بصورت مودب جلوی راهنما بشینند و آموزش هارا بگیرند و در این بستر مناسب عملی کنند.

امروزه این شال کمک راهنمایی من در بیرون از اینجا برای کسی ارزش ندارد ، چون مردم بیرون اگر برچسب مصرف مواد  روی‌کسی ببینند ، هزاران برچسب دیگر به او می زنند و برای موقعیت اجتماعی فرد مشکلات زیادی بوجود می آید.
پس بستر مناسب اینحا فراهم شده که آموزش ببینیم و خود را تزکیه کنیم تا بتوانیم اعتمادی که در جامعه از دست دادیم را برگردانیم.

گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد

گفتا مگوی با کس تا وقت آن برآید


وقت آن موقعی است که انسان از درون شکوفا شود ، آن موقع است که انسان نتیجه تلاش هایش را بدست آورده.


ابتدا از همه کسانی که مشارکت کردند تشکر می کنم ، هم مسافران حاضر در جلسه و هم گروه خانواده. سالار عزیز در مشارکتش گفت که من باعث ورود او به کنگره شدم ولی من می گویم با ورود او به کنگره من از ایشان درس های زیادی گرفتم.
آقای امین گلی به من لطف داشتند و مشارکت کردند ، ایشان تمام مشارکت هایشان برای همه ما سراسر آموزش است. مهدی صدیقی عزیز ، همه ویژگی ها و شعورش برای ما دنیای آموزش است.

علی عزیز ، آقا جلال ، امیر عزیز و آقای آرندیان راهنمای درمان سیگار من از همشان تشکر و قدر دانی می کنم.
تمام شما دوستان عزیزم که به من لطف داشتید از همه شما ممنونم و انشالله که در جشن هایتان شرکت کنم و برایتان دست بزنم.
امیدوارم که همه شما مواظب خودتان باشید و قدر همه چیزهایی که دارید و راهنمایتان را بدانید و هیچوقت غافل نشوید.
ما باید قدر آموزش ها و خانواده هایمان را بدانیم که آنها کسانی بودند که همیشه پای ما ایستادند و در مسیرمان به ما کمک کردند.
همه می بینید که آموزش ها باعث شده که خانواده هایمان در اینجا در کمال آرامش کنار ما هستند و باید قدردان زحمات آقای مهندس دژاکام باشیم.
از همه عزیزان که در جشن من شرکت کردند ممنونم.

ودر ادامه...


















طبقه بندی: رهایی لژیون علی کاظمی،  دستور جلسات کنگره 60، 
برچسب ها: تولد،
ارسال توسط مــیــــثــــــم
جمعه 5 مرداد 1397 04:22 ق.ظ
This is really interesting, You're an overly professional blogger.
I have joined your rss feed and stay up for looking for extra of your excellent post.
Additionally, I have shared your website in my social networks
جمعه 28 اردیبهشت 1397 11:49 ب.ظ
Truly when someone doesn't understand after that its up to other visitors that they will
assist, so here it happens.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آرشیو مطالب
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ