تبلیغات
وبلاگ مسافر علی کاظمی - کارن - اشعار، مقالات و دل نوشته ها

مرتبه
نوشته شده توسط مسافر: روح الله
در تاریخ : شنبه 12 آبان 1397 | تعداد نظرات()
باران رحمت الهی،همیشه در حال بارش است...
            
                                  باران که شدی

باران که شدى مپرس ، این خانه ى کیست..
سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست..

باران که شدى، پیاله ها را نشمار…
جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست…

باران ! تو که از پیش خدا مى آیی
توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست…

بر درگه او چونکه بیفتند به خاک
شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست

با سوره ى دل ، اگر خدارا خواندى
حمد و فلق و نعره ى مستانه یکیست

این بى خردان،خویش ، خدا مى دانند
اینجا سند و قصه و افسانه یکیست

از قدرت حق ، هرچه گرفتند به کار
در خلقت حق، رستم و موریانه یکیست

گر درک کنى خودت خدا را بینى
درکش نکنى , کعبه و بتخانه یکیست..



طبقه بندی: اشعار ، مقالات و دل نوشته ها، 
ارسال توسط روح الله
شنبه 12 آبان 1397 11:43 ب.ظ
سلام عرض خداقوت خدمت مسافر روح الله بسیار شعر زیبا و تاثیرگذار بود ممنون از مطالب آموزنده شما
شنبه 12 آبان 1397 11:35 ب.ظ
باسلام و عرض خداقوت از مطالب بسیار زیبا متشکرم سرشار از انرژی مثبت شدم.باتشکرمستدام باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
آرشیو مطالب
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ